تبليغاتX
ویشکی
 
روزنامه اعتماد ملی

نامه برادر جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور دولت خاتمی

در اعتماد ملی روز یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸
 

چگونه به نگاه‌هاي غمگين برادرزاده‌هايم بگويم كه اشتباه شده است؟ آنها اين روزها با نگاه‌هايشان سخن مي‌گويند. با شماتت مي‌پرسند هرگاه مي‌خواستيم نظام را نقد كنيم مگر پدر با اقتدار از آن دفاع نمي‌كرد؟ آنها با بغض‌هاي فروخورده مي‌پرسند مگر پدر براي حفظ همين نظامي كه او را درون سلول انفرادي انداخته تا با تنگي نفس دوران جنگ دست و پنجه نرم كند، هشت سال نجنگيد؟ آنها با ناله‌هاي فروخورده به من نهيب مي‌زنند كه چرا حالا كه مدافعان نظام در محبس اند به رسانه‌‌هاي دنيا پناه نمي‌برم. آنها سراپا سوالند و من سراپا سكوت!
من، برادر جهانبخش خانجاني سخنگوي وزارت كشور دولت اصلاحات اعلام مي‌كنم، برادرم هنگام جنگ در عنفوان جواني با وجود داشتن نوزادي چند ماهه با رشادت پا به ميدان خون و آتش گذاشت و هراسي به دل راه نداد تا پس از پيروزي، شاهد جامعه‌اي آزاد باشد. من اعلام مي‌كنم كه پشتگرمي او همواره به آموزه‌هاي ديني بود و دلگرمي‌اش به اسلامي بودن نظام. او مقابل سنگيني وظيفه هيچوقت قد خم نكرد و در انتخابات اخير تمام‌قد ظاهر شد تا به جمهوريت و اسلاميت نظام خدشه‌اي وارد نشود و حال به جرم اينكه توانسته تنور انتخابات را گرم كند و از تمام توان خود براي صيانت از نظام فايده برد در سلول انفرادي به سر مي‌برد. او در تماس كوتاه تلفني به مشكلات جسمي‌اش اشاره كرد و داستان اقرار. توصيه من به زندانبانان اين است كه تن رنجور او را كه يادگار دوران جنگ است بيش از اين رنجورتر نسازيد. اقرارهای اجباری هم اگر صورت بپذيرد از شأن او نخواهد كاست بلكه سوال‌هاي تازه‌اي در ذهن برادرزاده‌هاي من و فرزندان رشيد اين ملت ريشه خواهد گرفت كه:‌چرا مدافعان اين نظام كه در عرصه‌هاي مختلف و سخت از آن دفاع مي‌كردند حال دشمنش شده‌اند؟ اعتراف و اقرارها نه تنها پيروزي شما نيست بلكه محبوبيت‌تان را زير سوال مي‌برد با برادر من و ديگر زندانيان مهربان باشيد و هرچه زودتر آزادشان كنيد.
      از آه انسانهای مظلوم بترسید.
                                                                                          علي‌اكبر خانجاني
+ نوشته شده توسط علی اکبر خانجانی در و ساعت |