![]() |
نامه برادر جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور دولت خاتمی
در اعتماد ملی روز یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸
علياكبر خانجاني
![]() |
نامه برادر جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور دولت خاتمی
در اعتماد ملی روز یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸
جشن ها و آیین های مردم گیلان، آیین های نوروزی
جشن ها و آیین های مردم گیلان، آیین های نوروزی نوشته محمد بشرا و طاهر طاهری است. که چهارمین عنوان از مجموعه دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان می باشد. دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان حاصل تحقیقات و پژوهش های جمعی از ز بده ترین ایران شناسان و گیلان شناسان است...
مجموعه پنجاه جلدی «دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان» را نشر فرهنگ ایلیا، با حمایت حوزه هنری و سازمان مدیریت و برنامهریزی استان گیلان چاپ و نشر می نماید
تا کنون بیش از ده جلد از این مجموعه چاپ و نشر یافته است.
در آغاز هر یک از کتابهای این مجموعه، به عنوان درآمد نوشته شده که:
«ایران زمین، پهنه گستردهای است با اقلیمها، فرهنگها و خردهفرهنگهای گوناگون و متنوع. شناخت و معرفی این اقلیمها، نقش بهسزایی در شکلگیری فرهنگ ملی دارد.
دانشنامهی فرهنگ و تمدن گیلان در این قلمرو، با مخاطب قرار دادن جوانان گیلان و ایران زمین، بر آن است تا با معرفی ویژگیهای فرهنگی و طبیعی این بخش از سرزمین ایران، قدمی هرچند کوچک در شناخت فرهنگ بومی و ملی بردارد.
این مجموعه به همت گروهی از فرهیختهترین پژوهشگران دیارمان، و با همراهی و همدلی آنان تدوین شده و با همت سازمان مدیریت و برنامهریزی گیلان، حوزه هنری گیلان و دوستانمان در انتشارات فرهنگ ایلیا به سرانجام رسیده است. تلاش همهی آنان را قدر مینهیم.»
شورای پژوهشی دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان
فرامرز طالبی، مسعود پورهادی، هادی میرزانژاد موحد
آیین نمایشی عروسه گولی
عروسه گولی یک مراسم نمایشی پیشنوروزی است. عروسه گولی به فارسی همان عروس گل است که شاید در اینجا کنایه از طبیعت زیبای بهاری باشد. سال هاست که این آیین نمایشی سراسر شاد به لحاظ توسعه و نفوذ رسانه های جمعی حتی در دورترین آبادی ها هم اجرا نمی شود. زمان برگزاری نمایش عروسه گولی در روستاهای مختلف متفاوت است و به طور تقریبی بین یک هفته تا بیست و پنج روز و گاه حتی نزدیک به یک ماه بود و حدود نیمه دوم اسفند ماه شروع می شود.
گروه نمایش پس از غروب آفتاب از خانه ای به خانه ای می رفتندو در حیاط و فضای باز جلوی خانه، برنامه، خود را اجرا می کردند و در واقع گروه نمایشی سیار و اجرای آن میدانی بود. شخصیت های اصلی این نمایش را 4 نفر تشکیل می دادند که عبارت بودند از پیر بابو یا کوسه، غول، ناز خانم و کاس خانم. افراد گروه بین 5 یا شش تا 14 نفر بودند . در شرق گیلان یکی از نقش ها به نام پیر بابو است ولی در غرب گبلان به جای او نقشی به نام کوسه وجود دارد.
افراد یک گروه بزرگ که در نمایش عروس گولی حضور داشتند عبارت بودند از:
سرخوان
ساز زن
واگیر کونان
کترازنان
غول
پیر بابو
کوسه
ناز خانم
کاس خانم
محافظ عروس
کوله بارکش (کوله وارکش= کیسه کش)
نمایش عروسه گولی در سراسر گیلان به جر تعداد بازیگران و جابجایی بعضی از شخصیت ها و نقش های آنان تفاوت چندانی با هم نداشت و همه این نمایش ها دارای منشا و کارکردهای واحد و یکسانی بودند.
در این آیین نمایشی ناز خانم نقش کلیدی و محوری دارد و خلاصه داستان این نمایش مبارزه غول و پیر بابو یا غول و کوسه برای بدست آوردن عروس یا ناز خانم است. در بعضی اجراها و در برخی دیگر پیر بابو یا کوسه پیروز میدان است گاه نیز مبارزه بدون نتیجه قطعی پایان می یابد.
منبع:گیلان نیوز
******
فرهنگ عامیانهی زیارتگاههای گیلان
م.پ. جکتاجی
نشر فرهنگ ايليا، با حمايت حوزه هنری و سازمان مديريت و برنامهريزی استان گيلان چاپ و نشر مجموعه پنجاه جلدی «دانشنامه فرهنگ و تمدن گيلان» را آغاز نموده است.
در آغاز هر يک از کتابهای اين مجموعه، به عنوان درآمد نوشته شده که:
«ايران زمين، پهنه گستردهای است با اقليمها، فرهنگها و خردهفرهنگهای گوناگون و متنوع. شناخت و معرفی اين اقليمها، نقش بهسزايی در شکلگيری فرهنگ ملی دارد.
دانشنامهی فرهنگ و تمدن گيلان در اين قلمرو، با مخاطب قرار دادن جوانان گيلان و ايران زمين، بر آن است تا با معرفی ويژگیهای فرهنگی و طبيعی اين بخش از سرزمين ايران، قدمی هرچند کوچک در شناخت فرهنگ بومی و ملی بردارد.
اين مجموعه به همت گروهی از فرهيختهترين پژوهشگران ديارمان، و با همراهی و همدلی آنان تدوين شده و ا همت سازمان مديريت و برنامهريزی گيلان، حوزه هنری گيلان و دوستانمان در انتشارات فرهنگ ايليا به سرانجام رسيده است. تلاش همهی آنان را قدر مینهيم.»
شورای پژوهشی دانشنامه فرهنگ و تمدن گيلان
فرامرز طالبی، مسعود پورهادی، هادی ميرزانژاد موحد
منبع :سایت ورگ
مقاله ای تحت عنوان (تفويض اختيار و بررسي اثرات آن بر سازمانها) از جناب آقای مسیح ابراهیمی دكتري مهندسي صنايع / مديريت سيستم و بهره وري/ از دانشگاه علم و صنعت ايران
جهت مطالعه ادامه مطلب را کلیک نمایید.
با نظرات و پیشنهادات ارزنده تان ما را در این راه یاری نمایید.
برای دیدن تصاویر جشنواره ویشکی بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید.




اولين جشنواره بزرگ فرهنگي،هنري روستا جهت زنده نگه داشتن فرهنگ غني سرزمين اشكور برگزار ميشود.
اجراي نمايش محلي الهي خورد تاوه ، رابچره ، عروس گوله، برگزاري نمايشگاه عكس و ابزار و وسايل سنتي زندگي روستايي ، معرفي آداب و و رسوم ، قرائت شعر ، موسيقي محلي ، معرفي آواها ، اسطورهها و افسانههاي محلي بصورت مقاله و پژوهش از عمدهترين برنامههاي اين جشنواره ميباشند.
در اين جشنواره فريدون پوررضا هنرمند معروف گيلاني علاوه بر اجراي موسيقي بومي به تشريح موسيقي محلي گيلان ميپردازد.
زمان: اول شهريور 1386 ساعت:9صبح الي 18
مكان: استان گيلان، شهرستان رودسر، رحيم آباد، اشكور، روستاي ويشكي
منتظر قدوم سبزتان هستيم.
روستای ویشکی :
ویشه در زبان پهلوی به معنی کنار جنگل ، ویشکی یعنی محل کنار جنگل است البته به ندرت آنرا وشکی نیز می گویند .
وش به معنی سرخ یا قرمز
وش به معنی بی غل و غش
وش به معنی کشاورزی و در این معنی واشکی یعنی محل کشاورزی.
ویشکی در ارتفاع حدود
این روستا نیز مانند سایر روستاهای اشکور از تاریخ و فرهنگ غنی برخوردار بوده و اسناد نگهداری شده در نزد پاره ای از اهالی نشان می دهد به فرهنگ و علم توجه خاص داشته اند.
فرهنگ عامه
از روزگاران دور پیامی بگوش می رسد. پیامی از شادی هالی نوروز، نوروز اشکوری ، نوروز گالشی ، نوروز دیلمی ، نوروز مردمان گیلان ، نوروز مردمان ایران و نجد ایران .
در روز نو از سال نو زایش طبیعت را جشن می گیریم و نعمات خداوند را شکر می گذاریم به اشکال گوناگون سختیها و پلیدی ها را از خود دور می کنیم. سپر اصلی ما در جنگ زیستن و شاد زیستن براي سلامت جسم و روح مان جشن ها ، آداب و سنن و آئین های دینی می باشند که در نقاط مختلف این سرزمین مقدس تکامل یافته اند و تمدن ارزشمند و پر بار ايراني را تشکیل داده و خمیر مایه اتحاد و انسجام همه اقوام ایرانی و ملت بزرگ ایران را می سازند .
مراسم نوروز خوانی پیام آور شادی ها نیاکان ما و شکرگزاری از خداوند، دوري جستن آنها از سختیهای روزگار و مبارزه آنان را به گونه های آوائی ، سرود ، چامه ، ترانک ، نمایش گونه ها، مراسم دعا و نیایش برای غلبه بر مشکلات نشان می دهد .
نمایش عروسه گوله ، راه بچره و الهی خور دتاوه از روزگاران کهن به یادگار مانده است .
سرزمین گیلان در باب فرهنگ عامه بسیار غنی است و سالها باید تا جنبه های گوناگون آن مورد پژوهش قرار گیرد. ستاد جشنواره فرهنگی و هنری شهرستان رودسر امیدوار است این گونه مراسم در همه ایران زمین بر پا گردد و باعث تحکیم اتحاد و انسجام بین قومهای مختلف یارانی شود .
عروس گوله
1- تعداد دسته 10 – 20 نفر
2- بازیگران اصلی عروس ، داماد ، غول ، پیر بابو ، خواننده ، کوله بارچی ( کیسه کش ) تعداد آنها گاهی به 3 نفر هم می رسید، همراهان آنها با پایکوبی ، دست زدن ، واگیر کردن و نشاط دادن به جشن عروس گوله می شوند شخصی سبدی را حمل می کند و تخم مرغ ها را از صاحب خانه گرفته در آن قرار می دهد .
غول : مردی بلند قد و زورمند با لباس مندرس و قیافه عجیب با پوتین و کلاه و کچکی در دست ، لباس غول چغا و در پا چمش یا گالش داشت و در ساق یا معمولاً پاتاوه ، جارو در کمر و غور ، ژنگ در کمر و ریسمان متصل به زنگ که از شانه های او می گرفت .
پیر بابو ریش سفید ، پوستین کلاه در سر و کچکی در دست و دور کمر حمایل که رنگ و غور به آن آویخته اند .
عروس: مردی با لباس محلی و در سر مندیل زده و دستمال سفید تور بر سر دارد و خود بیرون را
می دیدو لباس تمیز محلی در یک دست دستمال و در دست دیگر جوالدوز برای دفاع از خود دارد .
داماد : لباسی یا شلوار فدک و پیراهن سفید و کلاه تخم مرغی یا نمدی و جلیقه ای پوشیده و در دست کچلی دارد .
کولبارچی ها با کیسه در پشت یا در دست گندم ، آرد و ... شخصی سبدی در دست و تخم مرغ ها را جمع می کرد و گاهی تخم مرغ ها را در کیسه آرد می گذاشت .
غول تمثیلی از زشتیها و بدی ها است و ...
عروس نماد اخلاق و خوبی ها ، پاسدار نیکی ها و ...
پند و نصیحت عروس گوله راستی و چگونه خوب زیستن را نشان می دهد .
غول در را می زند و صاحب خانه را می خواهد که از خانه بیرون بیاید و می گوید :
ای خانخواه بیرون بیه تی سگ مره گیره ، یکی زنم میره
ای خانخواه بیرون بیه عروس گوله بیاردیم
جان دله بیاردیم خانخواه تره نیردیم تی پسر بیاردیم
از راه دور بیاردیم چه ظرف زور بیاردیم
خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم
آهای پیر بابو تی افسار کهنه وابو ، تی پالون پیربابو
تی جوه چر کم بو عروس گوله بیاردیم جان دل بیاردیم
پیر بابو :
غول ببین غول کمر بجیر توله کمر بجور نقره
غول :
عروس میشه می جان شه می دلشه سیاه کشمشه
پیر بابو زحمت بکشه آهای پیر بابو تی ریش سفیدابو
عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم
غلام بما غلام پیر غلام بما شمی محله چربمه برای حاجتر بمه
غول :
غلام دروغ گونه ، غلط کنه عروس میشه سیا کشمشه
دعوا غول و غلام با کچک شروع می شود بعد از مدتی همه با هم می گویند :
عروس گوله همینه ببینین چه نازنینه
عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم
عروس شب بیاردیم بی چادر شب بیاردیم
خانخواه تره نیاردتیم تی پسر بیاردیم
آهای پیر بابو تی کاره وه چه وابو تی ریشه سفیدابو
عروس کی شه پیر بابو شه پیر بابو زحمت بکشه
ای غولک شیرازی یه قدری بکن بازی تا خانخواه ببو راضی
حمام بزار بیاردیم چه ظرف زور بیاردیم
عروس گوله همینه عروس نازنینه عروس بهار چینه
ای پیر بابو تی افسار کهنه وابو زمستانم بهارابو
عروس گوله بیاردیم جان دله بیاردیم خانخواه تره نیاردیم تی پسر بیاردیم
عروس گوله همینه ببین چه نازنینه
راه بچره ( راهبچره)
نمایش است که بیشتر در روستاهای شرق گیلان شهرستانهای رودسر و لنگرود و در اکثر روستاهای اشکور و دیلمان در استقبال از بهاری انجام می شدهحدود سی سال است که از اجرای این نمایش زیبا خبری نیست .
نمایش راه بچره نشان از ارزش انسان به دامپروری و دام به ویژه اهلی کردن حیوانات است نوازش و هدایت آهو ، گوسفند و ... است شواهد زنده از تربیت باز و حتی یوز در سال های گذشته منطقه ** و اشکور و دیلمان می باشد . تأثیر عمیق دام در اقتصاد مردم مناطق اشکور و دیلمان و بطور کگلی در کوهستان امری بدیهی می نماید .
از این رو مردم در باب سپاس و قدردانی از حیواناتی چون آهو و گوسفند به پیدایش نمایش گونه راه بچره پرداخته اند راه بچره رابطه صمیمانه بین انسان و حیوانات را نشان می دهد و تأثیرات این نمایش در زندگی روزمره کشاورزان مناطق کاملاً محسوس است .
نمایش راه بچره در روستاهای اشکور علیا
1- خواننده اشعار که رهبر اصلی و گرداننده راه بچره است و یا چوبی آهو را در نمایش رهبری می کند و او را وادار به حرکات موزون و زیبا می نماید .
2-آهو نقش او را مردی بازی می کند که معمولاً در زیر پارچه ای قرار می گیرد که در چشت خود پوست گوسفند و یا پوست آهو و در اطراف آن پارچه ای آویزان می کند که دیده نیم شود و به حالت خمیده پاها را بر روی زمین و در دست چوبی که در انتهای آن سر آهوئی ( ساخته شده از چوب ) در دست به چهش و حرکات خاص می پردازد البته از پارچه نازک جلو چشمانش بیرون را می بیند در هنگام راه رفتن و چریدن آهو شانه اش به حالت افقی قرار می گیرد آهو گاهی شانه هایش را با دهانش تمیز می کند یا می خاراند و گاهی با ناز و کرشمه صورت خود را بر زمین می گذارد و می خوابد و فرمانبر خواننده یا رهبر نمایش است .
3- کولبار، تعداد کولبار ایام نو که کیسه ای را در دست بر پشت خود دارند و یک نفر سبدی را در دست می گیرد و تخم مرغ های شادیانه را از صاحب خانه گرفته و در آن می گذارد البته گاهی هم تخم مرغ ها را در کیسه آرد قرار می دادند .
4-یاوران بچه ها و نوجوانانی که سن آنها از 7 الی 20 سال می رسید و تعداد دسته حدود 10 نفر بود .
5- حرکت دسته راه بچره از خانه ای به خانه دیگر و گرفتن سور و سات از قبیل گندم ، آرد ، شیرینی ، تخم مرغ ، پول و ... بود که بعد از پایان مراسم بطور مساوی بین اعضاء تقسیم می شد.
راه بچره ، راه بچره می آهو راه بچره
می آهو مرغانه خوره صد تا به کمتر نخوره
می آهو کمر دردبگوده پائیز کمر دردبگوده
راه بچره راه بچره می آهو راه بچره
آهو با حرکت و جهش خود را به صاحب خانه در حیاط خانه اش نزدیک می کند و در جلویش سر خود را به چپ و راست و عقب حرکت می دهد و احترام لازم را بعمل می آورد .
ای آهو جان گل ریش تو وازبکن اربابه پیش
ارباب جیف سکه دره صده به کمتر ندره
صاحب خانه سور .و سات خود را شامل گندم ، تخم مرغ ، پول به کولبارچی ها می ذدهد .
راه بچره راه بچره می آهو راه بچره
جیره جیر چوره چره می آهو راه می چره
راه بچره راه بچره می آهو راه بچره
الهی خور دتاوه ( خدایا خورشید را بر ما بتابان )
یکی از آئین های نیایشی روستائیان منطقه اشکور بریا بند آمدن باارن و تابیدن خورشید ، نمایش الی خور دتاوه است .
نقش آفرینتان آن نوجوانان و جوانانی بودند که چند خانم آنهها را یاور بودند آنان در پخت نان ویژه بنام کلن به دسته الهی خور دتاوه که تعداد آنها حدود 10 نفر می شد کمک می نمودند ، در سر بعضی سبدهای بافته شده از لیال و برخی گمج قرار داشت .
دسته یک سر خوان داشت که رهبر آنها و تنظیم کننده نمایش بئود و هم خواننده اصلی دسته بقیه اعضاء واگیر کننده بودند و پایکوبی می کردند و دست می زدند و زا خانه ای به خانه دیگری می رفتند کم کم صاحب خانه ها و اعضاء خانواده شان به دآنها می پیوستند و آمدن آنها را نشانه شگون و رفع مشکلات خود که وارش زیاد باران ایجاد کرده بود یم دانستند .
سوروسات ( شادیانه ) : هر صاحب خانه بستگی به وضع اقتصادی خود گندم ، آرد تخم مرخ ، شیرینی و نقل از آنها استقبال می کرد و خود نیز نیت می کرد .
پس از انجام مراسم و گردش دسته جمغعی در کوچه های آبادی آرد و تخم مرغ را تحویل چند خانم می دادند و آنها را با افروختن آتش و بور داغ خمیر آرد همراه با شیر و تخم مرغ و نان کلن را که یک سکه یک قرآنی بود داخل آن بطور گسترده ای می گذاشتند سپس در زیر بور آتش کاملاً پخته شود . آنگاه آن را بیرون آورده و پس از تمیز نمودن دسته جمعی به داخل مسجد رفته و راقِل می دادند چنانچه در طرف دیم ( رو ) می افتاد شادی نموده و اعتقاد به برآورده شدن نیایش خود یعنی درخشش آفتاب و پر زدن ابرهای تیره و تار داشتند ، چنانچه کلن در طرف کوندیم ( پشت) می افتاد احساس ناراحتی می کردند .
نان کلن را بین حاضرین قسمت کرده و به هر کس سکه داخل نصیبش می شد نشانه ای از رسیدن او به خوشبختی ، بهبود وضع اقتصادی و برآورده شدن آرزوهایش داشت و دیگران به او تبریک می گفتند و از او می خواستند برایشان دعا نماید .
الهی خور دتاوه خور دتاوه فردا آفتاو دتاوه
سنگ بتاوه ، ماه بتاوه فردا آفتاو دتاوه
امی واشکوه بپوسه امی گاوان سم بپوسه
زمین سنگ بتاوه فردا آفتاو دتاوه
آقا واشکوه بپوسه لاکون چهاز بپوسه
الهی خور دتاوه خور دتاوخه فردا آفتاو دتاوه
گاوان وشنا دکتن کولان تشنا دکتن
الهی خور دتاوه خو ردتاوه فردا آفتاو دتاوه
ای خدا آفتاب بنی منگه منگه تاب بنی
الهی خور دتاوه خور دتاوه فردا آفتاو دتاوه
ای خونخواه زن با خدا جندی از این پا و آن پا
پاره ببو می چمش پا ای خدا آفتاب بنی منگه منگه تاب بنی
الهی خور دتاوه فردا آفتاب دتاوه امره افتاب دتاوه
الهی خور دتاوه خور دتاوه
**
اشكور
اشكور سرزمين مردان دلاور، سرزميني با تاريخ ديرين همراه هزاران راز كهن كه در دل نهفته دارد و در گذر زمان توانسته است فرهنگ غني و پربارش را پاس دارد و مردمان سخت كوش آن پاسداران خوبي در حفظ آداب و رسوم پهنه اي از سرزمين مقدس ايران باشند .
آنان توانسته اند ادبيات مردمي خود را كه كهن ترين دستاورد انديشه و احساس انسان ها است با گويش، مراسم جشن ها و شاديها ، آيين هاي ديني ، داستان ها اسطوره ها، مثل و پند ،... از روزگاران كهن به گونه دلنشين به دست دوستداران و شيفتگان هديه نمايند . گرچه در تند باد گذر روزگاران از گردنه هاي خطر عبور نموده اند.آمدن فرهنگ تجدد توانسته پاره اي از آداب و رسوم ديرين آنان را به چالش طلبد و در پهنه هايي آن را به ابرهاي تاريك زمان پنهان سازد .
همگان به ويژه فرزندان اشكور، ديلمان و .. وظيفه دارند در حفظ سرمايه هاي عظيم بجا مانده از پدرانشان در تمامي زمينه ها فرهنگ غني سرزمين شان همت گمارند و در سينه تاريخ ثبت نمايند تا از گزند طوفان ها و بدي ها در امان بمانند .
باشد تا فرزندان بعدي ايران زمين دور از هرگونه رنگي ناباب ، پا به پاي زمان پيش روند و ميراث گرانبهاي آن ها پايه گذار ادبيات و هنرهاي زيبا براي شاد زيستن ، خوب زيستن انسانها گردد .
اشكور در روزگاران قديم پاره اي از اين سرزمين به دليل وسعت و اهميتي كه از روزگاران باستان داشت سرزمين مستقلي بود و قدرت در اختيار حاكمان محلي كه يكي پس از ديگري در اين منطقه حكومت مي كردند مانده خاندان كاكي، خاندان هزار اسپي لوسن ( لوسان) از جمله تختگاه هاي اشكور بود كه بر سر راه قديم به اشكور به الموت قرار داشت .
محصولات كشاورزي منطقه اشكور :
گندم، جو، ذرت، ارزن، عدس ، لوبيا ، سير ، پياز ، سيب زميني ، فندق ، گردو، سيب وحشي ، گلابي وحشي ، به ، زرشك ، زالزالك ، خرما هَلُي ، گاوهَلُي ، جنگلي ، ازگيل جنگلي ، گيلاس ، ...
گياهان داروئي :
مرزه ، نعناع ، گُلپر، سير كوهي ، پياز كوهي ، بابونه ، كَنگر ، اسپند، گزنه، تره ، ريواس ، زوفا ، گل ختمي ، پَرِ سياوشان ، بنفشه ، ...
صنايع دستي :
جاجيم ، گليم ، چادرشب ، چوخادوزي، خورجين ، عرق جين ، چَموش دوزي ، سفال گري ، نمد مالي ، نخ ريسي ، كلاه بافي ، شال و دستكش بافي ، ...
بازي ها:
سولنگه بازي ، گودره بازي ، اَچن اَچن ، كُشتي ، داس اندازي ، قيش بازي، گوله بله بازي ، گردو بازي ، اَكولا مار بازي ، سنگه رورو.
افسانه ها :
قراقوش ، سیاه گالش ، کرد آقاجان و رعنا
آواها :
نوروز خانی ، حناسری خوانی ، گهره سری ، چاربداری ، لالائی و تبری خوانی .
آداب و رسوم :
عروس گوله ، الهی خور دتاوه ، رابچره ، پشم والایی ، کلید دنن، دستکش انداختن ، رخت سری ، روگیری عروس ، حناسری ، رقایب ، مشته گرفتن ، سیزده بدر ، چپر کنی ، تَکَلْ ، عَلَم واچینی ، مراسم عید فطر ، حنابندان ، شیلان کشی ، دُ دوش ، تیرما سیزه .
آثار تاریخی :
خشت پل و کاروانسرای دیما بن، قلعه گردن ، مسجد رودبارک
اندازه گیری :
انواع کیل ها ، نیمکه ، کونیمکه ، من ، مقادیر مختلف خروار برای گندم ، جو ، برنج و نمک ، لاخوند ، دسته ، الش ، چارک ، سینه ، لنگ ، چک ، پک ، قق ، پنجاه
ادوات و ابزار آلات زندگی :
جِت و گادار ، داس ، گرباس ، بولو ، بیل ، داره ، درگز ، اره ، کله بر ، تیشه ، مقار ، رنده ، تبر ، شانه میک ، چر ، جول دوک ، ونده ، تال ، چپری ، ابریخ ، خمره ، گوله ، ....
ازجناب آقای امیرقربانی که این مطالب را تهیه و در اختیار اینجانب قرار دادند سپاسگزارم.
رودسر، شرقي ترين شهر مهم گيلان است كه از شمال و شمال خاوري به درياي خزر و از جنوب به خط الرأس ارتفاعات البرز منتهي مي شود. اين شهر با
شهرستان رودسر داراي چهار بخش، مركزي ، چابكسر ، كلاچاي ، رحيم آباد ( بخش رحيم آباد شامل دهستان هاي اشكور عليا و سيارستاق ييلاقي و شوئيل) است.